لحظه ای پیش من ای یار طبیبانه بیا
لحظه ای پیش من ای یار طبیبانه بیا
سینه ام پر شده از مهر صمیمانه بیا
اشک جاری شده از چشم من خسته ز غم
بهر نابودی این ، بغض غریبانه بیا
خشک شد خنده به لبهای من افسرده
مردم از حسرت یک خنده ی مستانه بیا
همچو خورشید ، برای دل تاریک منی
روشنی بخش من و خانه و کاشانه بیا
سینه ام پر شده از مهر صمیمانه بیا
اشک جاری شده از چشم من خسته ز غم
بهر نابودی این ، بغض غریبانه بیا
خشک شد خنده به لبهای من افسرده
مردم از حسرت یک خنده ی مستانه بیا
همچو خورشید ، برای دل تاریک منی
روشنی بخش من و خانه و کاشانه بیا
- ۹۹۴
- ۱۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط