زیر گنبد فلفل نمکی چه کنم گر که نخندم الکی

زیر گنبد فلفل نمکی چه کنم گر که نخندم الکی

گفتمش : از دیدن رویت دلم وا می شود

گفت : در هر کس چنین احوال پیدا می شود

گفتمش : از سنگ هجرت کاسه صبرم شکست

گفت : با چسب وفا این کاسه کلوا می شود

گفتمش : گاهی چرا از دیده پنهان می شوی؟

گفت : مه گاهی نهان ، گاهی هویدا می شود

گفتمش : رسوای خلقی گشته ام از عشق تو

گفت : آری هر که عاشق گشت رسوا می شود

گفتم : از لعل هوس خیز تو خواهم بوسه ای

گفت : گر بخشم ، مکرر این تمنا می شود
دیدگاه ها (۱)

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

‌ گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پید...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا ...

گفتمش ازدیدن رویت دلم وا میشودگفت در هر کس چنین احوال پیدا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط