دیر شده ، می دانم !

دیر شده ، می دانم !
باید بیایم
باران را در چشم هایت
بند بیاورم ؛

به قلبت نفوذ کنم و
خاطره ی سالها تنهایی ات را
پاک کنم!

باید هر چه عشق دارم
به پایت بریزم
بعد از تو
هیچ حسّی به دردِ من نخواهد خورد...
دیدگاه ها (۲)

پیشانی ات را به پیشانی ام بچسبانو در چشم هایم خیره شوخسته ام...

بگذار لبم از لب تو کـــــام بگیردشاید که دلم انــدکی آرام بگ...

ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝﺩﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﭙﯿﺪﻥﻭﺗﭙﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎ...

دلتنگ توأمو قطره قطره ی اشکمدانه دانه ی پرنده هایی ستکه از ق...

تقدیم به محبوب ابدی قلبم جانانم: دوستت دارم ...تورادوست دار...

وقتی به کسی می‌گویید دوستتــ دارمـ در مقابل این جمله مسئولید...

مردی در ساحل...[پارت دوازدهم]صبح روز بعد...نور خورشید از پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط