part

part.59
(صبح)
*چشامو بازو کردم لخت زیر پتو تو بغلش بودم اونم لخت بود
دلم مس سگ درد می کرد دلمو گرفتم و ساکت جیقی کشیدم کا دست یکی روی شکمم
_..حالت خوبه..
+..ا....ره..
_..خوب دروغ میگی ..
+..ن..ه دروغ...نم..ی ...گم..
_..باشه یک دقه وایستا من برنم یه چیزی بیارم..
پاشد لباساشون پوشید رفت بیرون منم لباسامو پوشیدم.
&رفتم تو. اشپز خونه که تهیونگو دیدم
تهیونگ..مگه جی یون مریض نیست دیشب چی بود و الان اینجا چی میخوایی..
_..نچ الانم چون دل درد داره اومدم دارو ببرم..
تهیونگ .. پس کارایی کردی . برو از تو کشور بردار ..
داشتم بر میداشتم
تهیونگ..حواسم هست دیگه از من استفاده ای نمی کنیاا..
_..کیم تهیونگ ما الان جفتمون عاشق شدیم..
تهیونگ..میدونم ولی فقط یک بار دیگه دلم برات تنگ شده..
_..منم ولی..
تهیونگ..لطفا..
امد جلوم مهکم بغلش کردم اونم اروم گردنمو بوسید ازش جدا شدم
_..راحت شدی..
تهیونگ..اوهوم..
_..جی یون حالش خوب نیست بای بای..
قرص برداشتم رفتم تو اتاق
_..بیا اینو بخود..
گرفت از دستم و خورد نشستم کنارش
بهم نگاه کرد
+..کی بوست کرده هاا..
_..چی میگی..
+.. رد بالم لب روی گردنته منم که نزدم..
_..اَه تهیو...ادامه ندادم سوطی دادم
+..صب کن تهیو نگ تو اونو..
ساکت شدم
+..چرا چیزی نمی گی نکنه تو گ..
_..نه بابا وقتی بچه ام که بودیم از این کارا میکردیم ولی رابطمون فقط دوستیه بخدا..
+..یعنی همیشه ..
_..تا قبل اینکه بدونیم عشق چیه..
+..پس چرا الان..
_..گفت دلش تنگ شده راستی دلت خوبه‌..
+..نه الان که فهمیدم قلبم درد گرفت..
_..اذیتم نکن منو تهیونگ بهم نزدیکیم تازه وقتی همه چی بد بود اون کنارم بود تازه لبمو که نبوسیده یک بار گردنمو بوسیده همین ..
+..باشه ولی یادت باشه تو مال منی..
ساکت بهش نگاه کردم
پاشد نشست روی پاهام صورتش رو نزدیک صورتم کرد
+..اینجوری نمیشه شه باید پست بگیرم..
_..چیی..
صورتشو از کنار صورتم رد کرد و همون جایی که تهیونگ بوسیده بودو بوسید و دستشو دور گردنم انداخته بود
_.. باشه بسه ..
یک لحظه لباشو برداشت
+.. نچ تو مال منی..
و دوباره همون کارو کرد
_..الان پا میشم میافتی هااا..
از جام پا شدم پاهاشو درو کمرم بست که نیافته
_..این تقلبه..
و همینجوری بود
_..نفست بند نمیاد؟؟؟..
لباشو باز برداشت هنوز نفساش بهم می‌خورد
+..ددی حتی به قیمت جونم باشه تو مال منی ..
_..اوکی گوه خوردم بسه هوممم..
+..باشه ..
ازم اومد پایین
+..چه درازی نی ترسی بیافتی..
_..نه..خندیدم
داشت میخندید که انگار دلش درد میکنه نشست روی زمین و پاهاشو بغل کرد
_..خوبییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..
+..درد. دا. ره. ..
نشستم کنارش بلندش کردم گذاشتمش روی تخت
+..دکتر یک دارو بهم داده اون دست هوپیه. .‌.
دیدگاه ها (۰)

part.60.نشستم کنارش بلندش کردم گذاشتمش روی تخت +..دکتر یک دا...

part.61.پوشیدم (اسلاید ۱ )از پشت در_..میتونم بیام تو..+..اره...

part .59.(صبح)*چشامو بازو کردم لخت زیر پتو تو بغلش بودم اونم...

part.58._..عشقم من دارم تمام تلاشم میکنم که بدون اجازت کاری ...

part.39.یعنی من من چیکار کردم سه هو..چی شده عجیبه مگه نه ..ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط