بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد

صفر می آید به دستم صفر ها بسیار شد

درد دارد کیف و کفشت پاره باشد بین جمع

سهم من تنها نشستن گوشه یِ دیوار شد

چون فرستد هر معلم نامه تا آید ولی

بازمی گویم که آقا مادرم بیمار شد

فصل سرما...بغض مادر..چوب تر..آوارگی

وای بر،این مهر من،این درد ها تکرار شد

من که بیزارم از این مهری که بی مهری شود

باز حالا غصه هایم در دلم بیدار شد

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

غروب از ترس تنهایی شدم هم صحبت دریا نه دریا درد من...

زنگ انشا شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با معلم صحبت از ...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با ...

بابازنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط