(این چند قسمت رو میتونید فن فیک در نظر بگیرید)

(این چند قسمت رو میتونید فن فیک در نظر بگیرید)
حصار گل سرخ
قسمت نهم

دقیقا وسط تابستون بود.روزایی که از گرما بخار میشدی و شبا عرق سرد بیخیالت نمیشد.شبا هم گرم بود،یجوری که انگار تو فضای اطراف هیچ اکسیژنی نیست که بخواد دمایی داشته باشه.بخاطر همینم باد حکم طلا رو داشت.ساعت چنده؟فکر کنم از نیمه شب گذشته باشه.به ساعتم نگاه کردم.درسته،گذشته.
من کجا بودم؟وسط جنگل،درحال قدم زدن.مثل دیوونه ها.اخه کس نصفه شب تنهایی میاد تو جنگل تاریک قدم میزنه که من اومدم؟
ولی شبیه فیلم تخیلی ها بود.اسمونی که سانت به سانتش ستاره های ریز و درشت بود و زمینۀ اونهمه ستارۀ سرمه‌ای-بنفشِ ارغوانی‌طور بود.شفق قطبی مال قطبه نه اینجا،اما یه شفق قطبی سبزآبی هم تو اسمون بود.
درختا بلند بودن و در مقایسه با روشنایی اسمون سایه هایی به رنگ سیاه مطلق بودن.
سکوت جنگل هم ترسناک بود و هم اروم.زیرلبی اهنگ میخوندم و قدم میزدم.درختا کمتر و کمتر میشدن.تاجایی که دیگه درختی نموند و روبروم یه دریاچه بود.نمیدونم رنگ خودش بود یا بخاطر انعکاس اسمون توی اب بود که رنگش بنفش بنظر میومد.(اسلاید چهار)
روی اب یه موج کوچیک افتاد.خیلی کوچیک.سنجاقک بود.به داخل اب جلوی پام نگاه کردم.شبیه ساحل بود که اروم اروم زمین میره زیر اب.یه شیب نرم داشت.سنجاقک زیاد دور نبود.کفش جورابام رو دراوردم و همونجا گذاشتم و اروم رفتم سمت سنجاقک.جوری که موج درست نکنم و نپره.یه قدم مونده بود تا بهش برسم که پرید.تا زانو تو اب بودم.خواستم برگردم و از اب برم بیرون.قبل از اینکه کامل برگردم،روبروم اب داشت شبیه بدن یه ادم میومد بالا و داشت شکل میگرفت.خشک شده بودم.یه دفعه هوای گرم نیمه‌شب تابستون،به شدت سرد شد.ترس بدنمو قفل کرده بود.انگار یخ زده بودم.دقیقا ظاهر یه ادم رو گرفت.ادمی که از اب ساخته شده و میتونستی از وسط صورتش چیزی که پشتش بود رو ببینی.برای یه لحظه تونستم حرکت کنم.پامو عقب کشیدم که ادم ابی دستش رو سمتم دراز کرد و گفت:نیاز به ترسیدن نیست،من اسیبی نمیزنم بهت.لطفا نرو!
هنوز جزییات صورتش درست نشده بود.
یه قدم دیگه عقب رفتم و اونم یه قدم جلو اومد.
_جلو نیا!
+چرا؟چرا میترسی ازم؟
_چرا میترسم؟یه نگاه به خودت بنداز!من حتی نمیدونم چجوری چنین اتفاقی داره میوفته!تو از اب ساخته شدی،اگه اب نیستی پس چی هستی؟چطوری یه شکل انسانی داری؟با همۀ اینا چجوری میخوای ازت نترسم؟!(داد)
(جیمین اینجا شبیه اسلاید دومه)
دیدگاه ها (۰)

حصار گل سرخقسمت دهماز اب بیرون اومدم.پاهام خیس بود و داشتم م...

حصار گل سرخقسمت هشتمیبار یکی از دوستام ازم پرسید:چرا طرفدار ...

حصار گل سرخقسمت هفتمدرهرصورت،روز به روز بیشتر غرق دنیای کیپا...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۳ پارت ۱۸(فکنم)ویو انیای بزرگتربا چیزی ...

▪️ترجمه‌ها/بخش‌هایی از لایو هیونجین🦙هیونجین درباره شفق قطبی✨...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط