چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی

چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی

٭★ا/ت★٭

ا/ت:دم..بازدم..دم..بازدم..چیزی نیست..چیزی نیست..نامجون نمیفهمه..نه نه..نمیفهمه..دم..بازدم..
نامجون:ا/ت!!!(داد)
ا/ت:اومدم..چند لحظه صبر کن
نامجون:ا/ت داره دیرم میشه(داد)
ا/ت:صبر کن..الان میام..خب خب..اومدمممم
نامجون:بدو بریم دیگه..
ا/ت:بریم..
*سوار ماشین شدیم،برای مصاحبه کاری باید میرفتم،نامجون منو رسوند*

(کره جنوبی=ساعت 4:53PM)
ا/ت:نامجون..گوشیمو گم کردم..نامجون؟..کجایی؟
نامجون:سلام(سرد)
ا/ت:سلااام..(بغلش میکنه)
نامجون:مصاحبه چطور بود؟
ا/ت:قبول شدم(لبخند)
نامجون:بیا ی چیزی بخور..نهار هم نخوردی
ا/ت:باشه(لبخند)
*رفتم سمت میز،نامجون داشت برام غذا میکشید،عجیب شده بود رفتارش*
ا/ت:ام...گوشیمو گم کردم..
نامجون:ی بار گفتی..(سرد،محکم)
ا/ت:چیزی شده؟
نامجون:نه(محکم)
ا/ت:باشه..
نامجون:ا/ت..(نفس عمیق)چیزی هس ازم مخفی کنی؟
ا/ت:نه عزیزم..من چیزی رو ازت مخفی نمیکنم..
نامجون:پس..چرا بهم نگفتی بارداری؟!
ا/ت:مـ..من..
نامجون:جواب بده!!!!(داد)
ا/ت:نامجون..ما نمیتونیم بچه دار شیم..
نامجون:چرا؟تو که میدونی ارزوی من بابا شدنه..چرا نمیزاری؟
ا/ت:نامجون..اون..اون دیر یا زود حالش بد میشه..ممکنه هر لحظه نفسش ببره..
نامجون:من ازش محافظت میکنم..نیازی هم به تو ندارم..
ا/ت:تو از کجا میدونی باردارم؟(محکم)
نامجون:پیامات با دکترت رو خوندم..وقت سقط هم گرفتی..بدون اجازه من حـ/ـرومی..
ا/ت:درست صحبت کن!(داد)
نامجون:خفه شو بابا..(میره طبقه بالا)



ادامه دارد....
ببعی:خب بهم بگید اولین پارت چطور بود؟راضی بودید؟ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی داریممم اسم:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستیژا...

رمان؟عشق مثلثیپارت؟20ا/ت:خب بیاید بشمریم..همه:10،9،8،7،6،5،4...

چند پارتی از نامجون (درخواستی)پارت ⁴)پرش زمانی به آخر هفته)ا...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط