از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم

از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم

گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم


"سعدی"
دیدگاه ها (۱)

تو تنها میتوانی آخرین درمان من باشی وبی‌شک دیگران بیهوده میج...

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجدچنان شادم، که از ش...

میروی اما دلم پیش دلت جا مانده است این دل تنهای من بعد تو تن...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط