شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم

‌ ‌شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم. گفت: شبی که خدا نسرینو به منو مادرش داد کادو پیچ بود. با یه دفترچه راهنما کنارش. اگه خوب به چیزایی که تو این دفترچه نوشته شده عمل کنی، هیچوقت پژمرده نمیشه. دفترچه رو گذاشتم تو جیبم. مهمونا که رفتن یادش افتادم و بازش کردم. فقط یه جمله داشت. «در آغوش گرم نگهداری شود»

#محمدرضا_جعفری
دیدگاه ها (۲)

‌ ‌مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و ب...

‌‌ از خونه من، پنجره های خونه روبرویی دیده میشه. مثلا طبقه س...

‌ برای او فرقی نمی‌کرد که فردا یا یک ساعت دیگر قرار بود چه ا...

من مسئول تراوش های وجود مسموم دیگران نیستم...دیگران هرچه میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط