سعدی در کتاب گلستان ، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودک

سعدی در کتاب گلستان ، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خود نقل می کند که گاه بسیار نکته آموز و دل انگیز است ، در یکی از این خاطرات می فرماید :


یاد دارم که در ایام کودکی ، اهل عبادت بودم و شب ها بر می خاستم و نماز می گزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم . .

شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته ، می خواندم . .

در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما هستند، خوابیده اند !

پدر را گفتم : از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت ، چنان اینان را برده است که گویی نخفته اند، بلکه مرده اند . .

پدر فرمود : تو نیز اگر می خفتی ، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی! . .
دیدگاه ها (۳)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

قسمت ۶

سعدی در یکی از خاطرات کودکی خود می گوید:یاد دارم که در ایام ...

سعدی در یکی از خاطرات کودکی خود می گوید:یاد دارم که در ایام ...

سعدی در یکی از خاطرات کودکی خود می گوید:یاد دارم که در ایام ...

🚩 #عیب_دیگرانیاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شب...

سعدی در کتاب گلستان ، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خ...

سعدی در کتاب گلستان ، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط