راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی

راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی...
آنجا که روی از خود ، آنجا که به خود آیی...

هر جا که سری بردم در پرده تو را دیدم...
تو پرده نشینی و من گمشده هر جایی...

بیدار تو تا بودم رویای تو می دیدم...
بیدار کن از خوابم ای شاهد رویایی...

از چشم تو می خیزد هنگامه ی سر مستی...
وز زلف تو می زاید انگیزه ی شیدایی...

هر نقش نگارینت چون منظره ی خورشید...
مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی...

چشمی که تماشاگر در حُسن تو باشد نیست...
در عشق نمی گنجد این حُسن تماشایی...
دیدگاه ها (۹)

من اینجا بس دلم تنگ است !و هر سازی که می بینم بد آهنگ استبیا...

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟روپشت بوم خونه هااسمتوفر...

می روی باشد برو امّا خدا را پس بدهکشتی بی ناخدایم ناخدا را پ...

این شفق است یا فلق؟ مغرب و مشرقم بگو<من به کجا رسیده‌ام؟ جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط