نرگس اش عربده جوی و لب اش افسوس کنان!

نرگس اش عربده جوی و لب اش افسوس کنان!

نیمه شب مست به بالینِ من آمد بنشست!

گفت ای عاشقِ دیوانۀ من ! خواب ات هست ؟؟!

اسوۀ عارفان و جمال السالکان، حضرت آسیدعلی اقای قاضی(قدس الله نفسه الزّکیه)
دیدگاه ها (۳)

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند،کافر عشق بود گر نشود باده پ...

آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم، اگر از خمر بهشت است وگر ...

خام بُدم، پخته شدم، سوختم !عارف کامل مرحوم آسید هاشم حداد(ره...

ای دل مرو در خون من، در اشک چون جیحونِ من !نشنیده ای شب تا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط