چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part 1
درحالی که کتاب هارو باز کردم..
در کلاس باز شد و یه مرد خوشتیپ و قد بلند وارد شد..
چشم همه روش بود..
قیافش خیلی سرد بود..
اخم داخل صورتش بود..
همه برای احترام بلند شدن...
به سمتمیز معلم رفت، بدون هیچ سلام و احوال پرسی شروع به کرد به صحبت کردن..
-من جئون هسنم، بهم بگید استاد جئون... معلم جدیدتون.. هر کسی سر کلاس من، بی فرمانی کنه، سر کلاس شلوغ کنه، صحبت بدون اجازه ای انجام بده دفتره..
هیچکس چیزی نگفت..
-دونه دونه.. شروع کنید از اینجا معرفی کردن خودتون..
دانش آموز ها یکی یکی شروع کردن به معرفی کردن خودشونکه رسید به ات..
ات از سرجاش بلند شد
+سلام.. کیم ات هستم...
جونگکوک ویو
همینطور داشتنخودشونو معرفیمیکردن که رسید به یه دختر خیلی خوشگل...
قلبموبه تپشافتاد و لبخندی به لبم اومد، ولی سریعجمعش کردم و سعی کردم عادی به نظر برسم..
-اوم.. نفر بعدی
بعد از معرفی کردن همه..
جئون شروع کرد به درس دادن ریاضی..
- این اینجا و این همتقسیم بر ...
وسط درس یکی دستشو بلند کرد
×استاد.. میتونماسمتون رو بپرسم!؟
-سوالات غیر از کلاس نپرسید و وقتمنونگیرید..
part 1
درحالی که کتاب هارو باز کردم..
در کلاس باز شد و یه مرد خوشتیپ و قد بلند وارد شد..
چشم همه روش بود..
قیافش خیلی سرد بود..
اخم داخل صورتش بود..
همه برای احترام بلند شدن...
به سمتمیز معلم رفت، بدون هیچ سلام و احوال پرسی شروع به کرد به صحبت کردن..
-من جئون هسنم، بهم بگید استاد جئون... معلم جدیدتون.. هر کسی سر کلاس من، بی فرمانی کنه، سر کلاس شلوغ کنه، صحبت بدون اجازه ای انجام بده دفتره..
هیچکس چیزی نگفت..
-دونه دونه.. شروع کنید از اینجا معرفی کردن خودتون..
دانش آموز ها یکی یکی شروع کردن به معرفی کردن خودشونکه رسید به ات..
ات از سرجاش بلند شد
+سلام.. کیم ات هستم...
جونگکوک ویو
همینطور داشتنخودشونو معرفیمیکردن که رسید به یه دختر خیلی خوشگل...
قلبموبه تپشافتاد و لبخندی به لبم اومد، ولی سریعجمعش کردم و سعی کردم عادی به نظر برسم..
-اوم.. نفر بعدی
بعد از معرفی کردن همه..
جئون شروع کرد به درس دادن ریاضی..
- این اینجا و این همتقسیم بر ...
وسط درس یکی دستشو بلند کرد
×استاد.. میتونماسمتون رو بپرسم!؟
-سوالات غیر از کلاس نپرسید و وقتمنونگیرید..
- ۷۶.۲k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط