کاش ممنوعه نبودی!

کاش ممنوعه نبودی!
تا پنجره را می‌گشودم
و عطر نفس‌هایت را قطره قطره
در رگ‌هایم
چنان تزریق می‌کردم که حافظه‌ی کبود
تنم اسارت آغوشت را
به فراموشی می‌سپرد…!
دیدگاه ها (۱)

وقتی کسی واقعی دوستون داره همه حرفاتونم باور میکنه ...پس باش...

دوست داشتنی که با دروغ شروع بشه برای دوامش زیاد امید نداشته ...

دوست داشتن را در چشمى بجوىکه حتى وقتى بسته است،روياى تو را ب...

همدیگه رو...بچگونه دوست داشته باشیم،کم اما واقعی!!

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط