شب جمعہ هواے ڪربلا زد بہ سرم

شب جمعہ هواے ڪربلا زد بہ سرم
اے ڪاش شود ڪه تا #حریمٺ بپرم
مڹ ڪرب وبلا نرفتہ ام ، دردم را
جز بر در خانہ اٺ ڪجا پس ببرم
#شب_جمعہ_حرمش_دیدنیہ
#اللہم_الرزقنا_ڪربلا
دیدگاه ها (۶)

دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم؛میشوم غرق علمدار؛... عمو .....

بہ حسین تو قسم قافیہ را باختہ اماقتدایے بہ طریق #شهدا نیست م...

❤️ بّنّاّمّ مّاّدّرّمّ ❤️ّّیّکّیّ بّهّمّ گّفّتّ مّیّخّاّیّ ب...

پارت یکپشت در، کسی منتظرم بودباران، آرام و بی‌وقفه روی شیشه‌...

نامجون دستش را روی پیشانی‌اش گذاشت و با خنده‌ای آمیخته به حس...

---ماه و شبحپارت هجدهم | شب‌های بی‌صدادو هفته از مرگ خانم کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط