یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه

یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه با زن من چیکار داری؟

منم هنگ کرده بودم گفتم هیچی به خدا

گفت: نمی تونی هم کاری داشته باشی! چون من اصلا زن ندارم!

بعد یه کم مثل اسب خندید رفت

بعد میگن تحریم ها هیچ اثری رو مردم نداشته ^_^
دیدگاه ها (۱۰)

یک باغ پر از فلفل سبزپر از فلفل قرمزفلفل قرمز تند تندفلفل در...

داشتم با دختره چت میکردم اومدم بحث و به حرفای خاک برسری بکشو...

.از فردا محتوای عکسها و پستهایی که میزارن:.......1:منو آشو ح...

فروشی

Part ²⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)اواسط ...

ارباب خشن من ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط