قسمت پنجممشهد وای چقدر مشهد دوس دارم تنها جایی که میتونم
قسمت پنجم:مشهد وای چقدر مشهد دوس دارم تنها جایی که میتونم برم حرمه امام رضایه ...
مشهد که اومدیم داداشم از 6 صبح میره تا 9 شب سر کار خواهرمم 9 صبح میره تا 6 بعد ازظهر من خونم با داداش کوچیکم و مامان و بابام بیشتر موقع ها مامانم خونه نیستو میشه جای مادربزرگم داداشمم میبره منم که از ساعت 6 میرفتم مدرسه تا 1 همه ی کارای خونه هم من باید انجام بدم ساعت یک نیم که میام ناهار درست میکنم چون همیشه ساعت 11 صبحانه میخوردن ناهار که درس میشد خونه رو تمیز کن ظرفارو بشود برو زیر زمینم تمیز کن... شام درس کن ظرفارو بشور میخوام درس بخونم مگه میشه تا توی زیر زمینم صداشون میاد هی همیشه داداش کوچیکمو میاوردم پیش خودم هندزفری توی گوشش میکردمو با کامپیوتر بازی میکرد منم که عادت کرده بودم ولی این دفعه دیگه دیدم دارن جیغ میکشن و اینا رفتم بالا گفته بس کنین دیگه این زندگیه هاااااااا این زندگیه برای ما درس کردین خجالت بکشین همه ی همسایه فهمیدن اونجا ما رونمیشناختن اینجا چی هااااااااااا همین جوری گریه میکردمو جیغ میزدم دفعه ی اولین بارم بود بابام که جوش اورد اومد طرفمو ...
چجوری برم مدرسه وای چیکارکنم با این صورت گفتم بهتر از این که توی این خونه باشم هرچی گشتم کتابامو پیدا نکردم زیر زمینو بهم ریختمو پیدا نکردم بعش فهمیدم که کتابامو قاییم کرده دیگه نمیزاره برم مدرسه حد اقل میتونستم چند ساعت بیرون باشم ولی نشد نشد فرداش...
کپی ممنوع
مشهد که اومدیم داداشم از 6 صبح میره تا 9 شب سر کار خواهرمم 9 صبح میره تا 6 بعد ازظهر من خونم با داداش کوچیکم و مامان و بابام بیشتر موقع ها مامانم خونه نیستو میشه جای مادربزرگم داداشمم میبره منم که از ساعت 6 میرفتم مدرسه تا 1 همه ی کارای خونه هم من باید انجام بدم ساعت یک نیم که میام ناهار درست میکنم چون همیشه ساعت 11 صبحانه میخوردن ناهار که درس میشد خونه رو تمیز کن ظرفارو بشود برو زیر زمینم تمیز کن... شام درس کن ظرفارو بشور میخوام درس بخونم مگه میشه تا توی زیر زمینم صداشون میاد هی همیشه داداش کوچیکمو میاوردم پیش خودم هندزفری توی گوشش میکردمو با کامپیوتر بازی میکرد منم که عادت کرده بودم ولی این دفعه دیگه دیدم دارن جیغ میکشن و اینا رفتم بالا گفته بس کنین دیگه این زندگیه هاااااااا این زندگیه برای ما درس کردین خجالت بکشین همه ی همسایه فهمیدن اونجا ما رونمیشناختن اینجا چی هااااااااااا همین جوری گریه میکردمو جیغ میزدم دفعه ی اولین بارم بود بابام که جوش اورد اومد طرفمو ...
چجوری برم مدرسه وای چیکارکنم با این صورت گفتم بهتر از این که توی این خونه باشم هرچی گشتم کتابامو پیدا نکردم زیر زمینو بهم ریختمو پیدا نکردم بعش فهمیدم که کتابامو قاییم کرده دیگه نمیزاره برم مدرسه حد اقل میتونستم چند ساعت بیرون باشم ولی نشد نشد فرداش...
کپی ممنوع
- ۷.۸k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط