نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی
برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی

نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند

نمی خواهم کسی یادت شود در پهنه ی هستی
نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی جز من به یار من سخن گوید
اگر چه قاصد من باشد و پیغام من گوید

نمی خواهم که نقش چهره ات بر خاطری ماند
خیال دیگری بنیاد عشق ما بر اندازد

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی
برای لحظه ای حتی تو یارِ دیگری باشی...
دیدگاه ها (۲)

من مردم گاهی شبیه زن می گیرد دلم بی صدا زیر هجوم درد می گیرد...

بودنت ....حتی زمستانی ترین روزم را بهاروار عاشقانه میکند.......

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد برد...با خودم گفتم مرا هم ...

شاید که ندانی غم ویران شدنم را در برزخ این فاجعه مهمان شدنم ...

خدا رحمتت کنه فرشته کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط