‏یکی از مشکلات دوران کودکیم

‏یکی از مشکلات دوران کودکیم
دستشویی رفتن خونه پدربزرگم بود که دسشوییشون وسط باغ بود...
واسه اینکه نترسیم
میگفتن بسم‌الله بگین جن‌ها میرن،
از طرفی هم مادرم میگفت تو دستشویی نباید اسم خدا رو بیاری...
یعنی وقتی میرفتم دستشویی
بی‌دفاع‌ترین آدم روی زمین بودم
انقدر گریه میکردم
تا کارم تموم شه😅
دیدگاه ها (۱۱)

‏یکی از مشکلات دوران کودکیم دستشویی رفتن خونه پدربزرگم بود ک...

داداشیا اینو تا اخر بخونید داستان واقعیه

خاطره ی ترسناک واقعی 😈👇🏼-داستان من برمیگرده به 4 یا 5 سال پ...

ONLY MINE PART 1 من ا/ت هستم و به همراه برادر کوچک ترم زندگی...

(داستان ترسناک از جن(مال من نیس ))این داستانی که میگم 3سال پ...

سلام سلام

فیک جدیییید...نخونی از دستش دادیاسم : هویت پنهانپارت ۱بازم ص...

سلام عزیزانم، امروز احمقانه‌ترین روز عمرم بود.رفته بودیم با ...

لطفا متن زیر مطالعه شودلطفا تا آخر بخونیدیهویی از خواب پریدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط