پارت
پارت 13
در ذهن جونکوک : بخاط بچه های خ ا من چیکار کنم هالا بهش ی جوری میگم
(+: انیا و جونکوک رسیدن خونه
انیا : من میرم بخوابم
جونکوک: چیزی نمیخوری
انیا : نه نمیخوام
جونکوک : باش برو بخواب
ویو انیا :
رفتم خوابیدم شب بود ساعت های 9 اینا من داشتم خواب میدیم ک یه نفر داره به جونکوک چاقو میزنه و خون بالا میاره
\|\|"""""""""""""""""\|\|
بچه ها ببخشید کم شد 🥺
در ذهن جونکوک : بخاط بچه های خ ا من چیکار کنم هالا بهش ی جوری میگم
(+: انیا و جونکوک رسیدن خونه
انیا : من میرم بخوابم
جونکوک: چیزی نمیخوری
انیا : نه نمیخوام
جونکوک : باش برو بخواب
ویو انیا :
رفتم خوابیدم شب بود ساعت های 9 اینا من داشتم خواب میدیم ک یه نفر داره به جونکوک چاقو میزنه و خون بالا میاره
\|\|"""""""""""""""""\|\|
بچه ها ببخشید کم شد 🥺
- ۱۲۸
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط