جلوه ات برده دلم را گل میخک چه کنم

جلوه ات برده دلم را گل میخک چه کنم
نکنی گوشه چشمی به من اندک چه کنم

پشت دیوار زمستانی سرد دل تو
اشک من گوشۀ چشمم زده یخمک چه کنم

آمدم پرزده درگوشۀ صحرای دلت
خسته برشانۀ لرزان مترسک چه کنم

بازکن پنجرۀ دل که ببینی شده ام
مست چشمان تو ای ناز عروسک چه کنم

مانده تنها دل من گوشۀ دیوار دلت
مثل یک جوجۀ افسردۀ لک لک چه کنم

شب شده پنجره ای بسته ولی گوشۀ آن
دختری زیر نقاب می زنه چشمک چه کنم.
دیدگاه ها (۲)

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او...

فکر کردی شاعری سهل است در چشمان توراه، دشوار و نفس گیر است، ...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبـی در مـــوج زلفــانت مـــرا هـم رنـگ دریا کنگــل پـژمـــر...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.25(از زبون جونگ‌کوک)هدیه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

بالاتر از اتمسفر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط