گفتم حالا که قصد ازدواج داری،چرا با کسی که توی رابطه بودی

گفتم حالا که قصد ازدواج داری،چرا با کسی که توی رابطه بودی ازدواج نمی کنی؟ گفت دختری که با من توی رابطه بوده احتمالا با آدمای دیگه ام بوده! گفتم این در رابطه با توام صدق می کنه. گفت من پسرم فرق می کنه. گفتم فرقش اینه که اون باورت کرده، بهت اعتماد کرده و برای همین روح و جسمش رو در اختیارت گذاشته؛اما تو تمام مدتی که قول و قرار میذاشتی برای این بود که به اهداف هوس آلودت برسی!
گفت زورش نکردم که خودش خواست. گفتم زورش نکردی اما نقش بازی کردی چون تکلیفت با خودت معلوم بوده،اما از اول نگفتی تصمیمت چیه. بذار خیالت رو «ناراحت» کنم، اگه نگاه آدمی که برای زندگی با تو هزارتا رویا ساخته پشت سرت جا بمونه، هیچوقت با هیچکس به آرامش نمی رسی!
دیدگاه ها (۹۱)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

پارت ۳ با اینکه حالم بد بود ولی نخواستم خماری بزارمتون پارت ...

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط