مـن کـه مشغولم بکاردل ، چه تدبیری مرا

مـن کـه مشغولم بکاردل ، چه تدبیری مرا
منکــــه بیــــزارم ز کــــارگــل ، چه تزویری مرا
منکه سیرابم چنین از چشمه ی جوشان عشق
خلق اگــــر با مــن نمی جوشد ، چـه تاثیری مرا
منکـــه با چشــــم حقارت عالمی را بنگــــــرم
سنگ اگر بر سر بکوبندم ، چه تاثیری مرا
دیدگاه ها (۲)

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

بار الها... از کوی تو بیرون نشود پای خیالمنکند فرق به حالم،چ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :قرآن کریم تأکید دارد ک...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط