محبوب من!

محبوب من!
ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کند،
یا گرم در آغوش بگیرد،
فقط توقع بود که این قدر جگرمان را نسوزاند....
دیدگاه ها (۳)

عکست رالای کتابعطرت رابین نخ‌های شالگردنیادت راکجای این خانه...

گاهی همه چیز را به حالِ خود رها کن و راهِ خودت را برو ...و د...

أرَاك ولكنِّـي ألقاك، فرؤية العَين رؤية، ورؤية القلب لقاءتو ...

عشق همان راز سر به مهری بود که توان گفتنش را با اهل این دیار...

چقدر این حقه من حسرت ی لبخند به همراه ی اغوش گرم رو دارم☆

واقعا حق ولی هعی از این دنیا که کسی قدر مهربونی نمیدونه

همین قدر زود میگذره . باور کنید این دنیا اونقدر که فکر میکنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط