ات با خودش گفت او دیگر مرا دوست ندارم پس بهتره که از ای د

ات با خودش گفت او دیگر مرا دوست ندارم پس بهتره که از ای دنیا بروم
ات چاقو را روی رگش گذاشتم و تا آمد رگش را ببرد صدای در به گوشش رسید و دید آن فرد جیهوپ بود
جیهوپ:نباید اونجوری باهاش حرف میزدم پس رفتم خونه و با صحنه‌ای که دیدم خون توی رگام منجمد شد اون ات بود که داشت رگ دستش را می‌زد
ادامه دارد
دیدگاه ها (۷)

جیهوپ توی رأی گیری عقب است لطفا بهش رأی بدید https://www.the...

ات:به خودم قول دادم هیچ وقت بهش بر نمیگردم چون دیشب سر یک هر...

ات: امروز دلم برای جیهوپ خیلی تنگ شده بود به خاطر همین تصمیم...

𝒫𝒶𝓇𝓉8عقد با رئیس مافیا ات بدون توجه به فریاد نگهبان‌ها از پل...

𝓹𝓪𝓻𝓽 17ات ویو کوک گفت چشامو ببندم منم چشامو بستم انگار منو گ...

عشق شکوفه شدهپارت⁴که یهو ات رفت تو خونه که دید همه جا کثیفه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط