۱"عشق دو طرفه ۱۰🖤"

۱"عشق دو طرفه ۱۰🖤"
سوفیا :به چه جراتی رفتی سمت کوک
جولی:به خدا میخاستم برم اتاق خودمون اشتباه شد و بند لباسم گیر کرد به پیرهنش و افتادیم روهم
همین!
سوفیا:😒
ما داشتیم میرفتیم پایین مثل بچه خر ذوق شده بودم🥺
چا را دیدم با کوک داشتن میومدن داخل .


دیالوگ از زبان چا اون وو
من داشتم با کوک میومدم داخل ...که دوتا دختر دیدم ...!
یکیشون به قدری برام کیوت و جذاب بود که نتونستم جلو خودمو بگیرم و رفتم سمتش
از نگاهش متوجه شدم که ضربان قلبش خیلی رفته بالا به خاطر همین رفتم و دستشو گرفتم ...!
دستای سردش....
کوک با تعجب نگاه می‌کرد و اومد سمت من
اسم دختره را پرسیدم اسمش جولی بود....
مث خودش کیوت....
کوک اومد سمتم و دستمو از توی دست جولی بیرون کشید .....
(چند لحظه قبل)
چا اوند و اسمم و شماره ام رو ازم گرفت و منم از شدت ذوق دوباره حالم بد شد.....
دیدگاه ها (۱)

"عشق دو طرفه ۱۱🖤"حالم بد شد و غش کردم ...سوفیا هی میگفت :جول...

"عشق دو طرفه ۱۲🖤"دکتر:بهوش اومده ...میتونید برید پیشش ‌‌‌اما...

"عشق دوطرفه ۹🖤"صبح شد ...بلند شدم و میز صبحانه را آماده کردم...

" عشق دو طرفه۸🖤"جولی :آره بعدا در موردش حرف میزنیم.نشستیم شا...

Part¹⁴"ویو ا.ت" به سمت آشپز خونه رفتم کوک اونجا بود منتظر دا...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~*part 16*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط