منشور پایداری در محشر هجوم ابرقدرت بخش
«منشورِ پایداری در مَحشرِ هجومِ ابرقدرت» بخش۵
۶۱. سنگینیِ مصیبت، ترازویِ سنجشِ ارادههایِ پولادین است.
۶۲. آنجا که عقل از تدبیر بازمیماند، جنونِ مقدسِ شجاعت راه میگشاید.
۶۳. ویرانیِ کالبد، بهایِ ناچیزِ آبادیِ ابدیِ وجدان است.
۶۴. در قفایِ هر فریادِ دردمند، سکوتِ فاتحانهٔ حقیقتی نهفته است.
۶۵. مومن، در غیابِ خورشید نیز، از حرارتِ ایمانش گرم میماند.
۶۶. شکوهِ انسانیت در این است که در اوجِ تلاطمِ محیط، بر مسندِ عزتِ نفس تکیه زند.
۶۷. مرگی که از آن بترسی، بند است؛ مرگی که به آغوش بکشی، رهایی است.
۶۸. هستی به قدرِ همتی که میگماری، در برابرِ گامهایت سر فرود میآورد.
۶۹. وقتی زمین به لرزه میافتد، تنها آنان که به آسمان متصلاند، پابرجا میمانند.
۷۰. خونِ بر زمین ریخته، بذری است که در فصلِ بیداری، بیشهی آزادی خواهد شد.
۷۱. در جبههی روح، عقبنشینی یعنی تسلیمِ تمامِ تاریخ به دستِ تاریکی.
۷۲. قحطی، آزمونِ سفره نیست؛ آزمونِ سفرهداریِ جانهایِ کریم است.
۷۳. خصم، جسم را نشانه میرود تا اراده را فلج کند؛ سنگرِ اراده را مستحکم کن.
۷۴. هیچ دیواری بلندتر از یأس نیست؛ دیوارها را با پتکِ باور در هم بشکن.
۷۵. طلوع، سهمِ چشمانِ خفته نیست؛ پاداشِ شبزندهدارانِ بیدار است.
۷۶. عظمتِ یک ملت در زخمی است که میخورد و همچنان بر پای میایستد.
۷۷. در میانهٔ آتش، جانی که با خدا سودا شده باشد، هرگز نمیسوزد.
۷۸. مصلحتِ جمع، بر عافیتِ فردی مقدم است؛ در بلا، سپرِ دیگران باش.
۷۹. استقامت، طولانیترین راهِ میانبر به سویِ پیروزیِ نهایی است.
۸۰. بگذار آوار ببارد؛ خانهای که پیاش در ملکوت است، فرونمیریزد.
✍️ به قلم:بهرام محمدی DBA
🏛 دکترینِ حَد
@bmlimit
۶۱. سنگینیِ مصیبت، ترازویِ سنجشِ ارادههایِ پولادین است.
۶۲. آنجا که عقل از تدبیر بازمیماند، جنونِ مقدسِ شجاعت راه میگشاید.
۶۳. ویرانیِ کالبد، بهایِ ناچیزِ آبادیِ ابدیِ وجدان است.
۶۴. در قفایِ هر فریادِ دردمند، سکوتِ فاتحانهٔ حقیقتی نهفته است.
۶۵. مومن، در غیابِ خورشید نیز، از حرارتِ ایمانش گرم میماند.
۶۶. شکوهِ انسانیت در این است که در اوجِ تلاطمِ محیط، بر مسندِ عزتِ نفس تکیه زند.
۶۷. مرگی که از آن بترسی، بند است؛ مرگی که به آغوش بکشی، رهایی است.
۶۸. هستی به قدرِ همتی که میگماری، در برابرِ گامهایت سر فرود میآورد.
۶۹. وقتی زمین به لرزه میافتد، تنها آنان که به آسمان متصلاند، پابرجا میمانند.
۷۰. خونِ بر زمین ریخته، بذری است که در فصلِ بیداری، بیشهی آزادی خواهد شد.
۷۱. در جبههی روح، عقبنشینی یعنی تسلیمِ تمامِ تاریخ به دستِ تاریکی.
۷۲. قحطی، آزمونِ سفره نیست؛ آزمونِ سفرهداریِ جانهایِ کریم است.
۷۳. خصم، جسم را نشانه میرود تا اراده را فلج کند؛ سنگرِ اراده را مستحکم کن.
۷۴. هیچ دیواری بلندتر از یأس نیست؛ دیوارها را با پتکِ باور در هم بشکن.
۷۵. طلوع، سهمِ چشمانِ خفته نیست؛ پاداشِ شبزندهدارانِ بیدار است.
۷۶. عظمتِ یک ملت در زخمی است که میخورد و همچنان بر پای میایستد.
۷۷. در میانهٔ آتش، جانی که با خدا سودا شده باشد، هرگز نمیسوزد.
۷۸. مصلحتِ جمع، بر عافیتِ فردی مقدم است؛ در بلا، سپرِ دیگران باش.
۷۹. استقامت، طولانیترین راهِ میانبر به سویِ پیروزیِ نهایی است.
۸۰. بگذار آوار ببارد؛ خانهای که پیاش در ملکوت است، فرونمیریزد.
✍️ به قلم:بهرام محمدی DBA
🏛 دکترینِ حَد
@bmlimit
- ۹۸۰
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط