انتقام خونین

انتقام خونین
پارت۲۸
کوک:آها عزیزم بار اولت نیس کههه
نازنین:می دونم ولی آخه شب عروسیه
کوک:نه درد نداره
نازنین:کمتر دروغ بگو وگرنه داد میزنم
کوک:عزیزم اولش درد داره بعدش ل~ذت
نازنین:باشه ولی میشه کمتر بهم سخت بگیری
کوک:باشه گوگولی
نازنین:هعی....
(مراسم تموم شدو همه رفتن خونشون)
کوک ونازنین رفتن خونشون
هلیاو رومینا هم رفتن هتل
پسرا هم رفتن خونه رومینا
#رومینا
رومینا:بله
#می گم الان کوک ونازنین دارن اهم اهم میکنن
رومینا:اره فک کنم
(فلش بک کوک ونازنین)
نازنین:عزیزم بزار من خونه روببینم
کوک:بعداً می بینی(خم~ار)
نازنین:حداقل بزار آبی بخورم
کوک:باشه بیا باهم بریم(خم~ار)
نازنین:عزیزم توبرو بالا منم میام
کوک:نه باهم میریم(خم~ار)
نازنین:خسته میشی
کوک:بسه دیگه(نازنین رو انداخت روی کولش گرفت سمت ات~اق خو~اب)
نازنین:بزارم زمین بالا میارم
کوک:مگه حام~له ا~ی
نازنین:نه ...خدارحمم کنه
کوک:شنیدم
نازنین:گفتم که بشنوی
کوک:بینم توی ت~خت~م میتونی آنقدر بلبل زبونی کنی(خم~ار)
بقیش با مغز خودتون
(فقط اینا چه~ار ران~د رفتن خوابیدن)
دیدگاه ها (۰)

انتقام خونینپارت۲۷رومینا:مرسی حالا بیا بریم وقتشه که دسته گل...

انتقام خونینپارت۲۶می خواستم م.....موهام رو کوتاه کنم نظرم عو...

انتقام خونینپارت۲۲(پسرا اومدن تو)نازنین:(جیغغ)#(جیغ پیکمی طو...

انتقام خونین پارت۱۴پسر خالش.....پسرخالش آرام و درروزد(ها ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط