آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....
از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم.....
ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی....
رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم....
باز هم در وحشت بی انتهای فاصله....
با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم.....
در میان شعله ناباوری ها سوختم....
سوختم در لحظه های بی تو،خاکستر شدم....
گفته بودی اولین بیت غزل های منی....
حیف رفتی و دوباره مصرع آخر شدم....
دیدگاه ها (۵)

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم من سکوتی بی هدف بودم ولی...

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردمتوی این خلوت شب باز صدایت کردمس...

بال شکسته

پارت 16 بخش سوم: مرد مرموز دوستان ورق نزنید لبتدا بخوانید بعد ورق بزنید

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط