دیدمش

دیدمش…
اون که روزی همه چیز بود، حالا با دیگری بود.
و من…
خالی، خسته، و تنها تماشا کردم.
نه کم دارم، نه کم می‌آورم…
فقط… یه جای خالی توی دلم باقی موند
که هیچ کس جز خودم پرش نمی‌کنه.🖤⚡
دیدگاه ها (۲)

منه احمقباور کرده بودم فرشته‌ایکه دیدمدستاتو گرفتهو فهمیدمبه...

مرواریدِ سفیدمتو دلِ دریا غرق شد…نه موج‌ها فهمیدننه من تونست...

بعضی خشم‌هابا فریاد نمیانبا صبر جمع می‌شنو وقتی می‌رسنویرانگ...

سوگند به روشنایی…او تو را رها نکردو خشم نگرفتآنچه در راه است...

یه زمانی فکر می‌کردم رفاقت یعنی تا تهش با هم بودن…یعنی اگه ی...

دستش رو قلبم بود.هر وقت می فهمید حالم‌ خوش نیست، همین کار رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط