باید آنقدر

باید آنقدر
دوووستت بدارم
که اگرروزےخدا گفت :
چه چیزدردنیاراتاهمیشه مےخواهے؟
بےتردید بگویم :
او را مےخواهم خدا جان
باید آنقدر در آغوشت بگیرم
که اگرروزےدور بودیم از هم
عطر تنت در من مانده باشد
باید آنقدر ببوسمت
که هرکه تو را دید
من را ببیند در جاےجاےصورتت
اصلا باید آنقدر عاشقت شوم
تا قصه ے لیلے و مجنون
فراموش شود
و قصه ے من و تو
بر سر زبان ها بےافتد!
دیدگاه ها (۱)

خرافه مےگویند بانو !مگر مےشود محبتدلیلِ دورے باشد ؟این مردم ...

دلتنگ که مےشوےهرکارے از دستِ بیےچاره ات برمےآیدمثلاگوشے را ب...

به ماه خدا نزدیک میشویم....وقت بخشیدن و صاف کردن دلهاست... پ...

دل بےکس و تنهاست ، نخندم چکنماین عاقبت ماست ، نخندم چکنمه...

چشمان او

تاریخچه روباه کده(2)

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط