قصه های عاشقی در این زمان از یاد رفت

قصه های عاشقی در این زمان از یاد رفت
پشت کوه بیستون معشوقه ی فرهاد رفت
مثل یک آورده باد آن حس خوب بین مان
با نگاه ساده ای یک لحظه آن بر باد رفت
آن همه احساس خوب در سینه ها و قلبمان
مثل آن سرمای دی در گرمی مرداد رفت
عشق ما مانند گل در لحظه های روزگار
با بهاران آمد و در آخر خرداد رفت
آمدم در زندگی با لیلی ام مجنون شوم
تا به خود من آمدم دیدم که او بر باد رفت
دیدگاه ها (۱)

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.⁴سنگینی هوای م...

مرد بی رحم

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

زیاد استقبال نمیشه متاسفانه پارت سه

دیگر زمان زمانه مجنون نیست فرهاد در بیستون مراد نمی جوید...

ذکراین لحظه #ای-عشق-از-تیره ی -دودی-از-دودمان-باددل داده‌ام ...

عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی آنکه با جان و دلش مشق الف دا...

عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی آنکه با جان و دلش مشق الف دا...

عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی آنکه با جان و دلش مشق الف دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط