بخونیدزیباست:
بخونیدزیباست:
قطره عسلی بر زمین افتاد،
مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید ،
خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود،
پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...
باز عزم رفتن کرد،
اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند
و مزه واقعی را نمی دهد،
پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد
تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...
مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...
اما(افسوس)که نتوانست از آن خارج شود،
پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...
در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد...
بنجامین فرانکلین میگوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد
نجات می یابد،
و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک میشود...
این است حکایت دنیا
🐜 🍶
قطره عسلی بر زمین افتاد،
مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید ،
خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود،
پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...
باز عزم رفتن کرد،
اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند
و مزه واقعی را نمی دهد،
پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد
تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...
مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...
اما(افسوس)که نتوانست از آن خارج شود،
پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...
در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد...
بنجامین فرانکلین میگوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد
نجات می یابد،
و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک میشود...
این است حکایت دنیا
🐜 🍶
- ۲.۳k
- ۱۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط