آخر یه روز رفتیم دمش بهش گفتیم ببخشید چته ؟

آخر یه روز رفتیم دمش بهش گفتیم ببخشید چته ؟
گفت : هان ؟ چه طوری ؟ چی ؟ با منی ؟
گفتیم : بابا صاحب حُسن در وفا کوش !
خودتو نگیر !
ما خیلی ساله اینجاییم ،
تو که اولی نیستی !
ولی ارزش نداره !
نرفت تو خرجش ،
هی اونورُ نگا میکرد ،
فک کردیم نکنه دمبال دوماد مو فرفری ـه است !!
نکنه موی ما حالا مُد نیس ،
نکنه ظهر پیاز زیاد خوردیم ،
نکنه اون بیت آخریه زیادی بوده ،
نکنه میخواد قیمتُ زیاد کنه !
نکنه دیوونه اس ؟!
نکنه یه چیزایی هس ما نمیدونیم ؟

یادته اون روز تو راهرو زدی تو گوشم جمشید ؟
گفتی بیدار شو از خواب آدم ساده ،
خبری نیس !
دیدگاه ها (۱)

سلام!یارو دکتر خوشتیپه گفته به هرکی میرسم نگم سلامولی من میگ...

یه چراغی میزاریم اون گوشهتاریک روشن می‌شینیمستاره می‌شمریمتا...

با یه سیگنـالِ معکـوس سَر از ایـنجا درآوردمسیگنالِ بَرعَکسدی...

از حصار ممنوع عقل که گذشتمچه ناهموار،چه دشوارچه دلپذیر... #ع...

really love part⁸+نمیدونم اما اون شخص عاشقِ لیلی شده(لبخند)ت...

داستان میشه قلبت رو هک کنم یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط