part 32
part 32
روزهای بعد از آن حادثه، سکوت سنگینی بین اعضا حاکم بود. همه خوشحال بودند که "ات" و "تهیونگ" سالم هستند، اما کسی نمیدانست که در میان آن شلوغی، نگاههای پنهانی هم وجود دارد. هر بار که "ات" به دلیل ضعف بدنش کمی تلوتلو میخورد، تهیونگ از دور با نگرانی نگاهش میکرد و وقتی چشمهایشان در هم گره میخورد، سریع نگاهش را میدزدید. آنها نمیتوانستند جلوی همه بگویند که چقدر برای هم عزیز هستند، اما همان نگاههای کوتاه در خونه ، تمام حرفهای نگفتهشان را میگفت...»
اما هیچ کس از این موضوع خبر دار نیست
نینا:ا/ت خوبی
! رنگت پریده حالت خوبه؟
&برو آب بخور
تینا:آره بیا بریم آب بخوریم
+نه خودم میرم
ات برای اینکه از فشارِ سوالاتِ دخترها یا شلوغی فرار کند، به بهانه برداشتن آب از جمع جدا میشود. تهیونگ که منتظر فرصت بوده، چند لحظه بعد «به صورت کاملاً اتفاقی» به همان سمت میرود
تهیونگ نمیتونست زیاد اونجا بمونه چون ممکن بود هر لحظه یه کسی وارد آشپز خونه بشه بس سریع گفت :
حالت بهتره؟
+ترسیدم عه آره خوبم
تهیونگ ا/ت رو بغل محکم میکنه در حدی که گرمای بدن ا/ت رو حس میکنه
تهیونگ با صدای آروم در گوش ا/ت گفت : خوشحالم که خوب شدی باز پیشه هم هستیم و باز میتونم بغلت کنم
+منم همین طور
تا پارت بعد ❤ خوب نوشتم؟
شرط :
لایک 4
کامنت برای نظر یادت نره
1 بازنشر
روزهای بعد از آن حادثه، سکوت سنگینی بین اعضا حاکم بود. همه خوشحال بودند که "ات" و "تهیونگ" سالم هستند، اما کسی نمیدانست که در میان آن شلوغی، نگاههای پنهانی هم وجود دارد. هر بار که "ات" به دلیل ضعف بدنش کمی تلوتلو میخورد، تهیونگ از دور با نگرانی نگاهش میکرد و وقتی چشمهایشان در هم گره میخورد، سریع نگاهش را میدزدید. آنها نمیتوانستند جلوی همه بگویند که چقدر برای هم عزیز هستند، اما همان نگاههای کوتاه در خونه ، تمام حرفهای نگفتهشان را میگفت...»
اما هیچ کس از این موضوع خبر دار نیست
نینا:ا/ت خوبی
! رنگت پریده حالت خوبه؟
&برو آب بخور
تینا:آره بیا بریم آب بخوریم
+نه خودم میرم
ات برای اینکه از فشارِ سوالاتِ دخترها یا شلوغی فرار کند، به بهانه برداشتن آب از جمع جدا میشود. تهیونگ که منتظر فرصت بوده، چند لحظه بعد «به صورت کاملاً اتفاقی» به همان سمت میرود
تهیونگ نمیتونست زیاد اونجا بمونه چون ممکن بود هر لحظه یه کسی وارد آشپز خونه بشه بس سریع گفت :
حالت بهتره؟
+ترسیدم عه آره خوبم
تهیونگ ا/ت رو بغل محکم میکنه در حدی که گرمای بدن ا/ت رو حس میکنه
تهیونگ با صدای آروم در گوش ا/ت گفت : خوشحالم که خوب شدی باز پیشه هم هستیم و باز میتونم بغلت کنم
+منم همین طور
تا پارت بعد ❤ خوب نوشتم؟
شرط :
لایک 4
کامنت برای نظر یادت نره
1 بازنشر
- ۳۶۳
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط