زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند

زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند

چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند تحمل کردن زندگی را آسان تر کنند

گاهی فرصت نبود

گاهی حوصله

و من خیلی دیر این را فهمیدم

خیلی دیر

هر چند که شاید هنوز هم پشت این همه سیاهی

کسی چیزی پیدا شود که نام من را از یاد نبرده باشد
دیدگاه ها (۳)

واژه هاقد نمی دهندارتفاع دلتنگی ام رامن فقط ...سایه نبودن تو...

میترسم از بعضی آدم هاﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭ...

مثل گنجشک کوچکی هستمخسته از حوض‌های نقاشی ،می‌شود آسمان من ب...

پارت ۵ | نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کردمبعد از اون روز، دیدن...

ژنرال باتون و ژنرال مک‌آرتور و ترامپاین دوتا ژنرال رو کسی می...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.28(از زبون نویسنده)پیاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط