اولین باری که دلت برای یک نفر میلرزه با آغوش
اولین باری که دلت برای یک نفر میلرزه با آغوش
باز ازش استقبال میکنی...
چون انقدر حسش خوبه که چشماتو رو همه چی میبنده...
به این فکر نمیکنی که تهش چی قراره بشه...
تو همون لحظه عاشقی میکنی.
وقتی به هر دلیلی از دستش میدی،
تا مدتها در قلبتو محکم میبندی...
که دیگه هیچکس پا توش نذاره.
برای بار دوم اگه کسی پیدا شه دلتو بلرزونه، که نسبت بهش یه حس مثبت داشته باشی،
که فقط خودشو ببینی...
و با نفر قبلی مقایسش نکنی،
میترسی!
خیلی میترسی...!
چون تجربه ی تلخ داری...میترسی دوباره به اون حال قبلت برگردی...بار دوم عاشق شدن سخته،
اما اگه دل بدی دیگه مثل اول فقط دل نمیکنی،
جون میکنی...
چون بار دوم هم با قلبت عاشق میشی...
هم با مغزت...
باز ازش استقبال میکنی...
چون انقدر حسش خوبه که چشماتو رو همه چی میبنده...
به این فکر نمیکنی که تهش چی قراره بشه...
تو همون لحظه عاشقی میکنی.
وقتی به هر دلیلی از دستش میدی،
تا مدتها در قلبتو محکم میبندی...
که دیگه هیچکس پا توش نذاره.
برای بار دوم اگه کسی پیدا شه دلتو بلرزونه، که نسبت بهش یه حس مثبت داشته باشی،
که فقط خودشو ببینی...
و با نفر قبلی مقایسش نکنی،
میترسی!
خیلی میترسی...!
چون تجربه ی تلخ داری...میترسی دوباره به اون حال قبلت برگردی...بار دوم عاشق شدن سخته،
اما اگه دل بدی دیگه مثل اول فقط دل نمیکنی،
جون میکنی...
چون بار دوم هم با قلبت عاشق میشی...
هم با مغزت...
- ۴.۹k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط