پارت

پارت ۱


امروز روز اول مدرسه هستش
من و خانوادم برای دلایلی مجبور به جا به جای
شدیم
شاید بپرسید چرا ؟
بزارید براتون بگم

من تینا هستم و ۱۸ سالمه من یک برادر بزرگتر به نام جیمین دارم
برادر من در نیویورک وکالت میخونه و یک وکیله
من یک خواهر دوقلو به نام روزی دارم روزی دختری خجالتی ولی بامزست
امروز قرراره به یک مدرسه دیگه بریم
پدر من توی یک شرکت بزرگ کار می‌کنه و دستیار رئیس اون شرکته
آقای کیم که رئیس پدرم هست آدمی مهربون و خونسردی هست
اون به پدرم گفته که مارو به مدرسه ای که پسرش و دختر میرن بفرسته وپدرم هم قبول کرده


ویو تهیونگ

سلام من تهیونگ هستم
من ۱۸ سالمه خیلی جذابم
شاید بگید چه اعتماد به نفسی دارم خوب من به داداشم رفتم
امروز قرار مثل بقیه روز ها به مدرسه برم ولی امروز فرق داشت
قرار بود دخترهای آقای پارک به مدرسه ما بیان
من یه داداش بزرگتر به نام جین دارم آدم بامزه و خیلی خوش خنده ای هست
من یک خواهر دوقلو به نام جینی دارم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ویو تینااز خواب بیدار شدم رفتم تا یه دوش بگیرم ساعت نز...

پارت ۳که یوهو دیدم از ماشین پیاده شدجین : سلام من کیم سوکجین...

فیک عشق مدرسه ایمعرفیتینا :۱۸ ساله - شیطون -مهربون -کیوتتهیو...

پارت اول برادر عاشق

پارت ۱سلام من کیم بورام هستم دختر بزرگترین مافیای کرهمن ۲۰ ...

نام فیک: عشق/نفرتPart:1خیلی خسته بود انگار چند روز پشت سر هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط