روزها فکر من این است و همه شب سخنم...
روزها فکر من این است و همه شب سخنم...
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم...
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود...
به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم...
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا...
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم...
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک...
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم...
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست...
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم...
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم...
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود...
به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم...
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا...
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم...
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک...
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم...
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست...
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم...
- ۵.۶k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط