فیک«shadow in mirror»

فیک«shadow in mirror»

*ویوی صبح*

`ویوی میا`

امروز هم مثل همیشه با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. رفتم دستشویی و کار های لازم رو کردم و روی میز آرایشم نشستم و آرایش لایتی کردم.
موهام رو که از دیشب کرلی کردم رو باز میزارم و لباس فرم مدرسه\دانشگاه رو پوشیدم. یکم به آیینه نگاه کردم.
_آخه چرا اینقدر خوشگلی?(برای خودش تو آیینه بوس میفرسته😘)

کیف مدرسه ام رو آماده کردم و رفتم پایین.
مثل همیشه بابام خونه نیست.

بابام یه مافیای بزرگه که کل کره میشناستش. کیفم رو روی پله ها گذاشتم و بعد رفتم سمت یه میز خوشمزه که آجوما جونم برام چیده بود.

_سلام آجوما جونم. سلام به همگی(خنده کیوت)

آجوما«سلام گلم(تعظیم)

خدمتکارا«سلام بانو صبحتون بخیر(تعظیم)
_مرسی

نشستم روی میز و کمی خوردم. بعد بلند شدم و از همه تشکر کردم.

از اونجایی که من زود بیدار میشم هنوز 1ساعت و چند دقیقه ای فرصت دارم.

رفتم روی مبل نشستم و باب اسفنجی گذاشتم و نگاه میکردم

آجوما«دخترم چیزی نیاز نداری?»

_نه. مرسی آجوما جونم همین الان غذا خوردم.

یکم دیگه نگاه کردم و بعد 20 دقیقه مونده بود بلند شدم کیفم رو برداشتم .

_آجوما جونم من رفتم کاری نداری?

آجوما«نه عزیزم مراقب خودت باش»

_باشه خدافظ(براش بوس میفرسته)

آجوما«خدافظ قشنگم»

خب بیان اینطوری بگم که ماشین هر روز نیم ساعت زودتر وایساده تا من برم.
سوار ماشین شدم و در رو بستم.
_خب. بریم

بادیگارد«چشم...»

بعد از 15 دقیقه رسیدم مدرسه.

_مرسیی خدافظ

بادیگارد«به سلامت»


شرطا برای پارت بعد.
3 تا لایک و 2تا کامنت.
دیدگاه ها (۱۴)

فیک« 𝓼𝓱𝓪𝓭𝓸𝔀 𝓲𝓷 𝓶𝓲𝓻𝓻𝓸𝓻»*ویوی تهیونگ*چند روزی میشه که از دختر ...

«shadow in the mirror»فیکمعرفی فیک.تعداد پارت«12 یا 13 پارت»...

🖤The devil was an angel, but she did🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط