دو تا پيرمرد با هم قدم می‌زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کن

دو تا پيرمرد با هم قدم می‌زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.

پيرمرد اول: «من و زنم ديروز به يه رستوران رفتيم که هم خيلي شيک و تر تميز
و با کلاس بود، هم کيفيت غذاش خيلي خوب بود و هم قيمت غذاش مناسب بود.»
پيرمرد دوم: «اِ… چه جالب. پس لازم شد ما هم يه شب بريم اونجا… اسم رستوران چي بود؟»
پيرمرد اول کلي فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چيزي يادش نيومد. بعد پرسيد:
«ببين، يه حشره‌اي هست، پرهاي بزرگ و خوشگلي داره،
خشکش مي‌کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه مي‌دارن، اسمش چيه؟»
پيرمرد دوم: پروانه !؟؟

پيرمرد اول(با ذوق): آره آره !! بعد با فرياد رو به پيرزنها:
پروانه! پروانه! اون رستوراني که ديروز رفتيم اسمش چي بود !!!؟؟
دیدگاه ها (۱)

ایرانسل عزیزلدفن قبل از اینکهانواع طرح های مکالمه رایگان روب...

دو توصیه:١- هیچوقت به انتخابهای همسرتان نخندید؛ شما یکی از آ...

کوتاه میگویم♥♥♥♥دوستــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــ...

بعلت نيازبه افزايش جمعيت سال94سال شهوت ملي وعشوه اسلامي نامي...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

پارت ۱۶

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

*در دام نگاه تو*پارت ۳رفتیم داخل رستوران که یکهو&سوپرایزز×تو...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط