پارت سه
پارت سه
جیسونگ فیلیکس رو تویه بقلش فرو برد و گفت
جیسونگ: اشکال ندارع کوچولو لیاقتت رو نداشته
فیلیکس: جیسونگ اون باهام سرد شده بود اون بهم گفت که مست بوده ولی من باور نمیکنم
ناگهان فیلیکس عین برق گرفته ها شود
جیسونگ:چی شود جوجه
فیلیکس :هی سنجاب عوضی گوشیم رو تو خونه هیون جا گذاشتم
جیسونگ:خب گاووووووووو
علان چجوری به من پیام دادی
فیلیکس:نه اون گوشی اصلیمو خونه جا گذاشتم
جیسونگ:همونی که اون پسره به زنگ میزد ؟
فیلیکس:اره
(منظورش از اون پسره یکی از مزاحم هایه فیلیکسه)
جیسونگ:خب حالا میری میاریش دیگه
فیلیکس با استرس گفت:منو میکشه
جیسونگ که یه نقشه اومده بود تو زهنش و با شیطنت گفت
جیسونگ:فیلیکس😈
فیلیکس اول با تعجب به جیسونگ نگاه کرد ولی بعد سریع و با ترس گفت
فیلیکس:نه جیسونگ حتی نمیدونی چه کارایی از دستش برمیاد
جیسونگ:میدونم میدونم اما وقت انتقامه
فیلیکسی:هوفففف باشه نقشه چیه
جیسونگ:یادته گفتی هیونگوشیت رو حک میکنه میدونه با کی هستی میدونه کجا هستی و میدونی چی میگی؟
فیلیکس :اره
جیسونگ :یه قرار با همین پسره بزار و قطعا وقتی هیون بفهمه میاد و اونجا پایه مستارو دربیار و گونه پسر و ببوس فردا که که از خواب بیدار شوید بگو من مست بودم
فیلیکس:نقشه خوبیه اما فکر کنم به فاک برم و پنج قلو حامله بشم
جیسونگ:اشکال ندارع بابا بچه برپایه هر رابطه ای لازمه
فیلیکس:هی پسر واسه توعم باید یه الفا پیدا کنم.......
هنوز حرف فیلیکس کامل نشده بود کهگوشیه جیسونگ زنگ خورد
مین هو:فیلیکس پیش توعه؟
جیسونگ تعجب کرد اما بعد سریع گفت
جیسونگ:بگو بیاد پیشم خودتم باهاش بیا
جیسونگ:وااا خو چرا من بیا.......
حرفش کامل نشده بود که مینهوگوشی رو قطع کرد
فیلیکس:مین هو بود؟
جیسونگ:اره
جیسونگ فیلیکس رو تویه بقلش فرو برد و گفت
جیسونگ: اشکال ندارع کوچولو لیاقتت رو نداشته
فیلیکس: جیسونگ اون باهام سرد شده بود اون بهم گفت که مست بوده ولی من باور نمیکنم
ناگهان فیلیکس عین برق گرفته ها شود
جیسونگ:چی شود جوجه
فیلیکس :هی سنجاب عوضی گوشیم رو تو خونه هیون جا گذاشتم
جیسونگ:خب گاووووووووو
علان چجوری به من پیام دادی
فیلیکس:نه اون گوشی اصلیمو خونه جا گذاشتم
جیسونگ:همونی که اون پسره به زنگ میزد ؟
فیلیکس:اره
(منظورش از اون پسره یکی از مزاحم هایه فیلیکسه)
جیسونگ:خب حالا میری میاریش دیگه
فیلیکس با استرس گفت:منو میکشه
جیسونگ که یه نقشه اومده بود تو زهنش و با شیطنت گفت
جیسونگ:فیلیکس😈
فیلیکس اول با تعجب به جیسونگ نگاه کرد ولی بعد سریع و با ترس گفت
فیلیکس:نه جیسونگ حتی نمیدونی چه کارایی از دستش برمیاد
جیسونگ:میدونم میدونم اما وقت انتقامه
فیلیکسی:هوفففف باشه نقشه چیه
جیسونگ:یادته گفتی هیونگوشیت رو حک میکنه میدونه با کی هستی میدونه کجا هستی و میدونی چی میگی؟
فیلیکس :اره
جیسونگ :یه قرار با همین پسره بزار و قطعا وقتی هیون بفهمه میاد و اونجا پایه مستارو دربیار و گونه پسر و ببوس فردا که که از خواب بیدار شوید بگو من مست بودم
فیلیکس:نقشه خوبیه اما فکر کنم به فاک برم و پنج قلو حامله بشم
جیسونگ:اشکال ندارع بابا بچه برپایه هر رابطه ای لازمه
فیلیکس:هی پسر واسه توعم باید یه الفا پیدا کنم.......
هنوز حرف فیلیکس کامل نشده بود کهگوشیه جیسونگ زنگ خورد
مین هو:فیلیکس پیش توعه؟
جیسونگ تعجب کرد اما بعد سریع گفت
جیسونگ:بگو بیاد پیشم خودتم باهاش بیا
جیسونگ:وااا خو چرا من بیا.......
حرفش کامل نشده بود که مینهوگوشی رو قطع کرد
فیلیکس:مین هو بود؟
جیسونگ:اره
- ۳۵۰
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط