چندین سال پیش برای تحصیل به یکی از دانشگاههای کالیفرنیا د
چندین سال پیش برای تحصیل به یکی از دانشگاههای کالیفرنیا در ایالات متحده وارد شده بودم..
سه چهارماه ازسال تحصیلی میگذشت که یک کارگروهی برای دانشجویان تعیین شد.
دقیقا یادمه یک دخترآمریکایی توی نیمکت بغل دستم می نشست،ازش پرسیدم برنامه زمانی این پروژه دست کیه؟
کاتریناگفت دست اون پسری که موهای زیبای بلوند داره وردیف اول میشینه گفتم متوجه نشدم گفت همون پسرخوشتیپ که پیراهن وشلوار روشنی پوشیده بهش گفتم منظورت رونفهمیدم گفت همونی که همیشه کیف وکفشش رو باهم ست میکنه بازم متوجه نشدم..
اینبار صداشو پایین آورد وگفت همون پسرمهربونی که رو ویلچر می شینه..
اینبار دقیقا فهمیدم کیو میگه.
آدم چقدر باید نگاهش مثبت باشه،اگه من به جای کاترینا بودم حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه..
وقتی نگاه کاترینا روباخودم مقایسه کردم تزخودم خجالت کشیدم.
شماچی؟شماها با چه دیدی به زندگی و اطرافیانتون نگاه میکنین؟؟؟؟
سه چهارماه ازسال تحصیلی میگذشت که یک کارگروهی برای دانشجویان تعیین شد.
دقیقا یادمه یک دخترآمریکایی توی نیمکت بغل دستم می نشست،ازش پرسیدم برنامه زمانی این پروژه دست کیه؟
کاتریناگفت دست اون پسری که موهای زیبای بلوند داره وردیف اول میشینه گفتم متوجه نشدم گفت همون پسرخوشتیپ که پیراهن وشلوار روشنی پوشیده بهش گفتم منظورت رونفهمیدم گفت همونی که همیشه کیف وکفشش رو باهم ست میکنه بازم متوجه نشدم..
اینبار صداشو پایین آورد وگفت همون پسرمهربونی که رو ویلچر می شینه..
اینبار دقیقا فهمیدم کیو میگه.
آدم چقدر باید نگاهش مثبت باشه،اگه من به جای کاترینا بودم حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه..
وقتی نگاه کاترینا روباخودم مقایسه کردم تزخودم خجالت کشیدم.
شماچی؟شماها با چه دیدی به زندگی و اطرافیانتون نگاه میکنین؟؟؟؟
- ۱.۷k
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط