♡ Slave ♡ Season ♡ Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part


با حس نوازش ارامی بر روی گونه اش چشمانش را گشود و اولین تصویری که روزش را آغاز کرد چشمان طوسی رنگ و درخشان جیمین بود
لبخندی بر لب های هویون نشست موهای مشکی رنگش با نور خورشید میدرخشید. تنها فکری که در آن لحظه به ذهن هویون آمد این بود که او لیاقت این ها را داشت. لیاقت توجه
احترام
عشق
شهوت
و زیبایی
او لایق تمام اینها بود.
جیمین خم شد و بوسه ای بر روی پیشانی زنش نشاند. لحن جدی و مردانه اش برای آن دختر خیلی جذاب بود که گفت : صبح بخیر زن یه دنده من هویون لبخندی بر لبش نشست و بعد از مدت ها احساس خوشبختی میکرد. احساس خوشبختی در کنار کسی که هیچ وقت فکر نمیکرد
حتا یه روز خوش ببیند ولی حالا او درون تخت جیمین خوابیده بود.
جیمین دست اورا میان دستش گرفت و سمت لبانش هدایت کرد
لب های داغش را پشت انگشتان ظریف زنش نهاد و بوسه ای بر روی آن کاشت و با همان لحنش ادامه داد : باید برم شرکت کارا خیلی زیاد هستن
روی تخت نشست و ادامه داد : بهتره با مادر روبه رو نشی وگرنه روز هر دو تون خراب میشه
هویون به تاجه تخت تکیه داد چشم هایش را مالید و روبه جیمین گفت : داری طرف اونو می‌گیری
جیمین موهای زنش را از رو صورتش کنار زد و گفت : من طرف هیچکس رو نمی‌گیرم به نفع خودته باشه زن خوشگلم .....دختر بعد از مکث کوتاهی با چهره ای که هنوزم خواب آلود بود جواب داد : که چی ها ..
جیمین بدون تردید خیلی جدی جواب داد : هویون مگه با تو نیستم ....
هویون آهسته زمزمه کرد : ببینیم چی میشه
جیمین دستی روی موهای زنش کشید و با لحن جدی اش لب زد : حمام رو برات آماده کردم و به خانم گفتم صبحانه رو روی تخت برات حاضر کنه چشمان هویون از توجه جیمین درخشیدن لبخندی زد و گفت : امروز چه مهربون شدی ....جیمین بوسه ای بر روی موهای مواج او زد جدی بیان کرد : مهربون هستم فقط به وقتش
هویون تنها در جوابش لبخند زد : مهربون باشی یا نه واسه من فرقی نمی‌کنه همون جیمی منی
دیدگاه ها (۴)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۳جیمین تنها نگاه زیبا و جذابی را ب...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۳جیمین تنها نگاه زیبا و جذابی را ب...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۱جونگ کوک آهسته لب زد : مگه قرار ن...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۰جونگ کوک با خنده ای بی صدا به گوش...

ازدواج قرار دادی ۷۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط