فقیری از خدا سوال کرد
فقیری از خدا سوال کرد :
چرا من اینقدر فقیر هستم ؟
خدا پاسخ داد :
چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی !
مرد پاسخ داد :
من چیزی ندارم که ببخشم !
خدا پاسخ داد :
چرا محدود چیزهایی داری !
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی !
یک دهان که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی !
یک قلب که میتوانی بروی دیگران بگشایی !
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی !
فقر واقعی فقر روحی است ...
دل آدمها خیلی ساده گرم میشود :
به یک دلخوشی کوچک
به یک احوالپرسی ساده
به یک دلداری کوتاه
چرا من اینقدر فقیر هستم ؟
خدا پاسخ داد :
چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی !
مرد پاسخ داد :
من چیزی ندارم که ببخشم !
خدا پاسخ داد :
چرا محدود چیزهایی داری !
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی !
یک دهان که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی !
یک قلب که میتوانی بروی دیگران بگشایی !
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی !
فقر واقعی فقر روحی است ...
دل آدمها خیلی ساده گرم میشود :
به یک دلخوشی کوچک
به یک احوالپرسی ساده
به یک دلداری کوتاه
- ۱.۴k
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط