ز تربت گل او بوی سیب می آید

ز تربت گل او بوی سیب می آید

زقبرفاطمه بوی عجیب می آید

صدای هق هق یک ابر خسته و تنها

صدای بارش امن یجیب می آید

صدای کیست که آهسته اشک می ریزد؟

صدای گریه مردی غریب می آید

علی است این که رود بر مزار فاطمه اش

مریض عشق کنار طبیب می آید

عجیب نیست که آتش بگیرد این دریا

که بوی سوختن از یک حبیب می آید
دیدگاه ها (۱)

داستان عاشقانه جدید

The Fairy's - Monster's wrong love

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁵یهو با گرمایی که روی زانوم احساس کردم...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

📜 معرفی‌نامه داستان: برخورد شیطان و خوبی🖤 مشخصات شخصیت اول: ...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط