من می روم ز کوی تو و دل نمی‌رود...

من می روم ز کوی تو و دل نمی‌رود...

این قایق شکسته به ساحل نمی‌رود..
دیدگاه ها (۱)

ای با وفای مهربان خداشناس....از من همینکه دست نکشیدی تو را س...

عاشقیم اما چرا از هم خجالت میکشیم؟...کاش اصلا دل نمیبستند کم...

آه ای دعای نیمه شب مستجاب من....بگذار روی چهره بماند نقاب من...

پایان آن جماعت پرادّعا، یزید...آقای این قبیله ی بی ادعا ، حس...

دو تیر به مژگان زدهمی کشد و می رود ز این شهر والله🐥

ز آن سوزد آری ز هر سو وطن منشاهزاده ای در میدان این استگفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط