باز من و

باز من و
پنجره رو به باغ …
و انارهایی که از فرط نبودنت،
ترک برداشته اند…
باز من و
خاطره ی بچگی هایی که پشت درخت های پر بار انار گم می شد
و رد پایی که تو را، تا پشت پرچین های باغ،
برای همیشه پنهان می کرد
در کدامین لحظه پر شیطنت کودکی جاماندیم؟🍁
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

🕰️📻 کی یادشه؟! 🙌🏻🙌🏻🥹🧡☀️🌻 تابستان ۱۳۷۵...تابستون‌هایی که بوی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

موسیقی

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط