بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگری

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگری
قصه ام شاید رقم می خورد جور دیگری
زندگی بعد از صباحی از نمک افتاده بود
عشق آمد با خودش آورد شور دیگری
قبلِ تو هرکس که آمد مثل من گمراه بود
تکیه میدادم چنان کوری به کور دیگری
عقده ام را در غیابت هیچکس خالی نکرد
پر نخواهد کرد جایت را حضور دیگری
خسته ام از اینهمه صغری و کبری چیدنت
من که هستم سخت محتاج ظهور دیگری
بی گمان با این لقب هرچیز دیگر جعلی است
نیست غیر از چشم تو دریای نور دیگری
دیدگاه ها (۳)

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگریقصه‌ام شاید رقم می‌خورد جور...

خسته‌ام از این همه صغری و کبری چیدنت من که هستم سخت محتاج حض...

خسته ام از این همه صغری و کبری چیدنتمن که هستم سخت بی تاب ظه...

بی تو چون هر قهرمان پر غرور دیگریقصه‌ام شاید رقم می‌خورد جور...

#شاهنامه #۱۰۰ #رزم_رستم_و_اسفندیار ‍ دو جنگجو شروع به مبارزه...

#اشعار_کمال_الدین_وحشی_بافقی________________________________...

مامانم اگه دلت بگیره همه ی منو غم میگیره...#عاشقانه #love #...

😂😂😂

❣️🤣... ╰─► ♥️ℒℴνℯ࿐ྀུ༅عشق می باردبیا بدویم در بارانتو تا ته ک...

ترانه ی آرامش بخش: ای جان من غرق سودای توبا صدای استاد ❤ علی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط