هرگز از کسی که های‌هایِ گریه را در خلوت خودش سرداده است ن

هرگز از کسی که های‌هایِ گریه را در خلوت خودش سرداده است نخواهید با شما حرف بزند؛ او اگر اهل حرف زدن بود مطمعنا این‌همه بغض در گلویش، این‌همه ناگفته در سینه‌اش، انبار نمی‌شد که حالا از چشم‌هایش بزند بیرون.

به‌جایِ بازجویی کردن، به‌جایِ پرسیدن سؤالِ بی‌مفهوم: "چی شده؟ چرا گریه میکنی؟" فقط کنارش بنشینید و دستش را محکم بگیرید.
و از آن بهتر، سرش را بگذارید روی شانه یا سینه‌تان. اجازه بدهید ببارد، این تنها نوع حرف زدنی است که بعضی‌ها یاد دارند.

#م_سرخوش
دیدگاه ها (۱)

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

چند پارتی

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁵ویو: اتچند دقیقه بعد، آماده شدم....

رمان انتقام ازدواج کامل

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط